X
تبلیغات
رایتل
موضوعات صحی
دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1387
شمعی برای کودکان غزه

شمعی برای کودکان غزه!

یک وقت، دو مرد، دست به یقه میشوند، به هم میکوبند، در نهایت هم،

یکی، به هردلیل برنده میشود...

اما یک وقت، یک نا مرد، دست یک مرد را میبندد واورا با تمام قوا میکوبد....

این جا دیگر مردی معنی ندارد.

من مردانی رامیشناسم که بادستان بسته، سالهاست سیلی میخورند، اماحسرت یک آه را به دل نا مردان گذاشته اند..

من مادرانی را میشناسم که سالهاست با دستان خود، با تمام عاطفه ی مادرانه ی خود، فرزندان نیمه جانشان را بالای دست میبرند، ولی ذره ای از پاسداشت حق شان سست نمیشوند....

من پسران ودخترانی را میشناسم که ازکودکی مشق خون وحماسه کرده اند، وخشم مقدس شان رابرای کوفتن بر سر غاصبان، در سینه نگاه داشته اند...

این روزها، اما دستان مرد بسته تر از همیشه است...

غزه این اسطوره مقاومت، این مرد سیلی خورده، این روزها ازتاب وتوان افتاده.

شب هایش خاموش است وروزهایش سوگوار...

ازپیشانی پدرانش خون می چکد وازسینه ی مادرانش اندوه می تراود...

چهره ی غزه امروز خاک آلود است...

شمعی روشن کنیم، برای کودکان غزه، با نوشتن، با نشان دادن فاجعه ای که انسانیت راسر شکسته کرده است....

بیایید همراه شویم... 

              (فرهومند)